این مطلب رو 1388/9/28 نوشته و در همین وبلاگ منتشر کرده بودم. در شرایط کنونی خواندن این مطلب خارج از لطف نیست

......................................................................................................................................

فتنه را از این جهت فتنه گويند که چیزی است که انسان را به خود مشغول مي کند و امتحان بودنش به همین است . نکته ی مهمی که هنگام فتنه باید بسیار به آن توجه داشت لزوم تشخیص خودی از غیر خودیست زیرا فضای غبار آلود،رواج اخبار کذب و شایعه پراکنی های ناشی از فضای فتنه، تشخیص را دچار مشکل می نماید .

برای شناخت افراد و گروه ها ابتدا باید گروه های مرجع را شناخت و سپس مخاطبین را با توجه به مشخصات و علایم طبقه بندی کرد . در فضای سیاسی پس از انقلاب دسته بندی های گوناگونی از طرف اشخاص و احزاب صورت گرفته است که اکثرا دارای نواقصی بوده اند.

تقسیم بندی افراد بر اساس تز اقتصادی ، نظریه سیاسی و ... هر چند که تا اندازه ای زوایای شخصیتی افراد و گروه ها را روشن می نماید اما نمی تواند مبنای صحیحی برای قضاوت باشد.

تقسیم بندی افراد و جناح ها به چپ و راست ، اصلاح طلب و اصول گرا و ... نمی تواند معیار مناسبی برای تشخیص خودی از غیر خودی باشد. تاریخ نیز بر صدق این گفتار گواهی می دهد.

با مراجعه به متون دینی و آیات و روایات متوجه می شویم خداوند متعال احزاب و گروه ها را به دو دسته حزب الشیطان و حزب الله تقسیم نموده و برای هر گروه نشانه هایی را تبیین نموده است که با شناخت نشانه ها و آثار این گروه ها می توان قضاوت صحیحی در قبال تقسیم بندی افراد داشت.

مهمترین شاخصه ی حزب الشیطان دشمنی با خداوند و رسول است. شیطان بر چنین اشخاصی مسلط شده و ایشان از صراط مستقیم دور می نماید.این گروه از دستور امام زمان خویش سرباز می زنند و همین امر آن ها را در زمره ی ذلیل ترین افراد قرار می دهد و شکست این دسته حتمیست .

و اما حزب الله، همانان  که خدا ایمان را بر صفحه ی دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آن ها را تقویت فرموده است این دسته به هیچ وجه از خدا و رسولانش رویگردان نمی شوند و با دشمنان خدا و رسولش دوستی نمی کنند هر چند از پدران یا فرزندان یا خویشاوندانشان باشند.

و در این بین تنها معیار تشخیص حزب الله از حزب الشیطان ، نسبت آنان با مفهومی به نام ولایت است. هر که ولایت شیطان را پذیرفت هرچند در لباس دین باشد و دم از دین بزند حزب الشیطان است و هر که ولایت خدا و رسول و امام زمانش را قبول داشته باشد در زمره رستگاران و حزب الله است.

 حال ما جزو کدامین دسته ایم و در تقسیم بندی ها چه معیاری را رعایت می کنیم؟

اختلاف سلیقه های اقتصادی و سیاسی برایمان تعین کننده است یا ولایت پذیری؟ این که فلان کس در ستاد آقای ایکس بوده و یا بهمان کس دید اقتصادیش با ما نمی خورد  ملاک ما برای تشخیص است و یا همراهی با ولایت ! که اگر معیار دوم را مد نظر قرار دادیم به آسانی می توانیم غیر خودی ها را تشخیص دهیم و لاغیر.