شیخ بهلول گنابادی - عکس از گناباد نیوز

در یک سفری از تهران به قم همراه ایشان بودم وقتی به ترمینال رسیدیم فقط یک اتوبوس مانده بود که آن هم جا نداشت اقا از بنده سوال کردند  : چرا با همین ماشین نمی رویم ؟گفتم:صندلی خالی ندارد فقط بوفه مانده فرمودند : برویم بالا برویم بالا لذا اطاعت امر کردیم و رفتیم در بوفه اتوبوس نشستیم اتفاقا مسافرت با لذتی بود.در بین راه از ایشان سوال کردم بعضی ها می گویند شما گفته اید رهبری حق من بود نه امام اما امام یک چیزی داشت که من نداشتم آیا حقیقت دارد؟بعد از شنیدن این کلمات عصبانی شدند و فرمودند : اینها می خواهند بین من و امام را به هم بزنند من یکی از فدائیان امام بوده ام و هستم اینها دشمنان انقلابند من رهبری را دوست دارم من نگفته ام و نخواهم گفت.در علاقه ایشان به امام می توان به این نکته اشاره کرد که معظم له اشعار زیادی((به وزن شاهنامه)) در مدح امام سروده اند که به نام ((خمینی نامه)) شهرت دارد.

گوشه ای از خمینی نامه شیخ بهلول گنابادی

 خمینی خروشان ولی با وقار         امام      خردمند     پرهیزکار

زعیم شجاع و  کریم   سخی        که دین یافت از همتش فرّهی

گر آن همت و قهرمانی نبود        در این روز از دین نشانی نبود